پایان بدرقه تاریخی؛ آرامش ابدی رهبر شهید در جوار حرم رضوی
وقتی آخرین دوربین خاموش شد...
به قلم: فاطمه نوروززاده، روابط عمومی سازمان تات
هفت روز بود که ایران، در قاب دوربینها نمیگنجید. هر خبرنگار، تنها گوشهای از این اقیانوس را روایت میکرد؛ یکی اشک مادری را ثبت میکرد که عکس رهبر شهیدش را بر سینه میفشرد، دیگری دستان پینهبسته مردی را که ساعتها ایستاده بود تا برای آخرین بار سلامی بدهد. دوربینها تصویر میگرفتند، اما حقیقت، بزرگتر از هر قاب بود.
این یک هفته، ایران تنها سوگوار نبود؛ ایستاده بود، بدرقه میکرد، عهد میبست و عشقش را فریاد میزد.
در موکبهایی که بیهیچ چشمداشتی برپا شده بودند، هر کس سهم خود را ادا میکرد؛ یکی جرعهای آب تعارف میکرد، دیگری غذایی ساده، آن یکی کفش زائری را جفت میکرد و آن دیگری تنها شانهای میشد برای اشکهای غریبهای که انگار سالها او را میشناخت. در روزهایی که دلها عزادار بود، مهربانی بیش از همیشه دیده میشد.
از نجف و کربلا، از بینالحرمین، سلامهای بیشماری روانه ایران شد. عاشقان اهلبیت، مرزها را با دلهایشان درنوردیدند و در غم مردم ایران شریک شدند. گویی جغرافیا، در برابر اندوه مشترک، معنای خود را از دست داده بود. و سرانجام...
سحرگاه نوزدهم تیرماه فرا رسید. شبی که مشهد دیگر گنجایش اشکهای مردم را نداشت. حرم مطهر امام رضا علیهالسلام، لبریز از دلهایی بود که آمده بودند آخرین بدرقه را به پایان برسانند. صحنها موج میزد از جمعیتی که سکوتشان از هر فریادی بلندتر بود.
کبوتران حرم، آرام بر فراز گنبد طلایی میچرخیدند؛ گویی آنان نیز میدانستند که امشب، میهمانی از جنس آسمان به صاحب این بارگاه سپرده میشود.
دوربینها هنوز روشن بودند، خبرنگاران هنوز مینوشتند، اما واژهها دیگر توان روایت نداشتند. بعضی لحظهها را نمیتوان نوشت؛ فقط باید با دل دید.
و آنگاه... پیکر مطهر رهبر شهید، در جوار امام رئوف آرام گرفت.
آخرین سلام گفته شد. آخرین بدرقه به پایان رسید. اما پایان، همیشه پایان نیست.
رهبران بزرگ، با رفتن، از میان مردم نمیروند؛ در خاطره یک ملت، در دعاهای مادران، در نگاه کودکان، در غیرت جوانان و در تاریخ این سرزمین ادامه پیدا میکنند.
سحرگاه نوزدهم تیر شاید آخرین دوربین خاموش شد، آخرین خبر مخابره شد و آخرین صفحه گزارشها بسته شد؛ اما روایت این عشق، تازه آغاز شده است. زیرا بعضی بدرقهها، پایان یک زندگی نیست؛ آغاز مسئولیتی است که بر دوش یک ملت باقی میماند؛ مسئولیتی برای حفظ راه، برای پاسداری از آرمانها و برای زنده نگه داشتن نام کسانی که جسمشان به خاک سپرده میشود، اما یادشان هرگز.
و ایران...، رهبر شهیدش را به خاک سپرد؛ اما عهدی را که با او بسته بود، دوباره از دل تاریخ برداشت و بر شانههای خود گذاشت.



